غیرت

¦

پریروز خانمم راجع به درد دل یکی از همسایه ها صحبت می کرد پیرزن از جدایی پسر و عروسش ناراحت بوده و خیلی صادقانه هم همه تقصیرها را متوجه پسرش می دانسته و دلیل کل قضایا :غیرت بیش از حد آقازاده.
خانم می گفت حضرت آقا انقدر غیرتی تشریف داشته که حتی به خانم اجازه نمیداده که موقع نشستن در ماشین به اطراف یا روبرو نگاه کند( بنده خدا فقط می توانسته به جلوی پایش زل بزند). برادر های خود آقازاده از ترس برادرشان جرات نداشته اند به منزل ایشان بروند مبادا چشمشلن به جمال پریرو بیفتد و …
اما شاهکاری که هم باعث تعجب و هم باعث خنده من شد این بود که آقا زاده به خانم گفته بوده که اگر پسردار بشویم حق شیر دادن به او را نخواهی داشت. حالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را….
راستی چرا این طور است؟ چرا ما مردهای ایرانی اولین پاسخمان به ابراز محبت یک زن( حالا چه همسر چه هر کس دیگر) محدود کردن اوست؟ چرا تا قبل از آشنایی یا ازدواج، ارایش کردن و زیبا بودن و روابط اجتماعی بالای طرف مقابلمان را می پسندیم اما بعد از آن ( هر کسی تا یک درجه ای) در محدود کردن آن می کوشیم؟ چرا نمی گذاریم زنهایمان عفیف بودنشان را به ما نشان دهند؟ چرا می خواهیم به زور عفیفشان کنیم آن هم با ابزاری که اصلا معیار عفت و پاکی نیست؟

0 comments: